مرا هزار امید است و هر هزار تویی
در تاریخ نهچندان دور میآید:
در آن روز بزرگ، بعضیهاشان را آب برد. درست همان موقع که نامهها را دادند دستشان، آنقدر عرق ریختند که توی عرقهای شرمشان غرق شدند.
صاحب، مالک؛ بیا و این تاریخ را عوض کن. نگذار دربارهی روز "محشر"مان اینطور بنویسند.
چشم اگر برداری، بیچارهایم. همهی اُمیدمان تویی: "یا من یسمی بالغفور الرحیم".
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط فاطمه
|