هر شب به ریشههای تبم آب میدهم
چند شبی است که همزیستی مسالمتآمیزی با دیازپام دارم، به امید اندکی خواب. خواب که نه، بیهوشی. اما از سر هماهنگی دارِ دنیا با ما، دیازپامها هم روز کار شدهاند.
بههوش بودم از این عشق جان بهدر ببرم
ببرد هوشم و در برد، جانِ جانِ مرا ...
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت توسط فاطمه
|