ز چکهچکهی جانم امید میرقصد!
مُچالهام ...
چندتا خراش کوچیک روی دستمه. خیلی میسوزه. تا ته دلم ...
×
پ.ن: این پست، عنوان نداشت؛ اما حالا دارد.
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت توسط فاطمه
|