سيه بپوش برادر، سپيده را كشتند
دهانت
- اگرچه خسته و خاموش-
رسول ِ اولوالعزمِ تمام گفتنيهاست
و لبخندت
- اگرچه تازيانه خورده و مجروح-
امامِ تمام ِ شكفتنيها...
*
حماسه ها مكرر ميشوند اما دست گزند تكرار از دامن پرشكوهشان كوتاه است. دم و بازدم كه مايه ي ادامه ي حيات انسان است، مكرر است ليكن تكرري نيست . هيچ دمي نميتواند جايگزين دم پيشين باشد و هيچ بازدمي، حيات بشر را از بازدم ِ آتي بي نياز نمي سازد.
حماسه، دم و بازدم تاريخي بشري است. بي حماسه، تاريخ مي ميرد و حماسه ي كربلا دم و بازدم عميقي است كه نوباوه ي اسلام را از گزند اختناق ، مصون داشت و يادكرد اين حماسه در هر روز و در هر سال، ادامه ي نفس عميقي است كه تعلق به سينه هاي آينه وار پيروان حق و حقيقت دارد. دوستي حق، مرز نميشناسد، زيرا حق از شناسنامه و اوراق هويت، بي نياز است.
****
قرار گذاشتيم براي ارباب بنويسيم.حداقل همين چند روزي را كه آمده است در خانه هامان مهماني
ادعايمان مي شود كه دست پرورده ي آن امام و بانوييم كه دست رد به سينه ي اسير و يتيم و فقير نميزد ...
شرممان باد كه دست رد بر سينه ي مهمان بزنيم ! آن هم ...
***
خداوندا !
همه انسانهاي دردمند يا احيانا" بي درد را كه به هر دليل پا در راه ستايش كربلاييان گذاشته اند و بيشتر از سر جهل و ناداني به سالار شهيدان و حضرت زينب و امام سجاد و ديگر ياران مردانگي، زير نام مستعار "عرض ادب " كم و بيش، "بي ادبي" كرده اند، واقعا ببخش و بيامرز!
**
طلسم سنگ، سيد حسن حسيني، انتشارات سوره مهر